أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

372

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

زنجير فيل فراهم آورده و فيل محمودى ملك نجاشى را نيز جلب نموده مستقيما به طرف مكّه سوق كتائب صولت و دهشت نمود . چون ابرهه ديد كه آن همه فيل و براى ادارهء آنها آن قدرها جمعيّت و حشرات حبش به دور او جمع شده است ، معتقد آن گرديد كه در هدم كعبهء معظّمه آن قدرها متحمل زحمت و مشقّت نخواهد گرديد ؛ زيرا كه در مقابل لكشر خويش يك گلّه فيل راه مىرفت و به خيال خود او ممكن بود كه با اين فيلها به هر مملكتى برود فاتح و مظفر خواهد بود . ابرهه به خيال محال اينكه كعبة اللّه را منهدم و مضمحل نمايد براى توجه و سوق و ادارهء فيلها شصت هزار ( 000 خ 60 ) و به قولى سيصد هزار ( 000 خ 300 ) نفر تدارك و مهيّا كرده بود . يعنى به يك اردوى بسيار بزرگ به طرف بيت اللّه روان شده و با قبايل اعرابى كه در عرض راه براى امداد بيت اللّه به مقابل او مىآمدند همهء آنها را پايمال خيول خويش كرده آنان را مغلوب و رؤسا و كوماندانهاى قبايل را بستهء زنجير اسارت و در محلّ مغمس نام كه در ميان مكّه و طائف واقع است اقامت كرده و حيوانات اهل مكه را غصب و غارت مىنمود . اوّل كسى كه بر ابرهه مقابل شده و سلاح كشيد از اشراف يمن ذو نفر نام بود دوّم او نفيل بن حبيب خثعمى كه در ارض خثعم او را مقابله كرد و با اينكه غفران و تاهس و بعض قبايل اعراب بودند كه در ادارهء باعس و برادر او غفرس بن خلف بن اقبل زندگانى مىنمودند . از رؤساى اين عسكر و ذو نفر و نفيل بن حبيب را در اثناى محاربه اسير و دستگير كردند و اعرابى كه در تحت تبعيّت و كوماندانى آنها بودند پراكنده شدند و خودشان به امر ابرهه به زنجير مقيد آمدند . پس از چندى نفيل به شرط اينكه در ارض عرب راهنما و دليل شود مستخلص و آزاد گرديد . ابرهه كه به دلالت نفيل بن حبيب به طائف و اصل شد از قبيلهء بنى ثقيف ، مسعود بن معتّب بن مالك بن عب بن عمرو بن سعد بن عوف بن ثقيف با افراد و توابع خوى اردوى ابرهه را استقبال كرده ابو رغال نام را براى آنكه ابرهه را به مكه برساند همراه نمود . و ابو رغال نام بر حسب حكمت ملك علّام در منزل مغمس به هلاكت رسيد . اعرابى كه در صحارى آلان خيمه نشين هستند مدفن ابو رغال را